محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : محمد سعيد بخت )

42

قانونچه في الطب ( مستحضر الطبيب و مستبشر اللبيب ) ( فارسى )

ساذج يعنى بىماده و آن آنست كه نباشد چنين مانند سردئ برف زده و گرمى مدقوق ليكن - مرض تركيب و وى بخش مىشود جانب مرض خلقت و مرض مقدار و مرض عدد و مرض وضع ليكن - مرض خلقت پس يا آن مرض شكل است مانند كج شدن راست يا راستى كج يا مرض مجارى يا مرض تجاويف يعنى اوعيه به اين‌طور كه كشاده گردد يا تنگ شود يا مسدود شود و يا مرض صفايح به اين طريق كه خشن گردد يا صاف شود - مرض مقدار پس آن آنست كه بزرگ شود عضو از آنچه كه لايق است يا خورد گردد ليكن مرض عدد پس او اينكه يا زياده شود زياده شدنى كه طبعى است مانند انگشت زايده يا خارج از طبعيت مانند ثاليل يا ناقص شود ناقص شدنى طبعى يا نقصان عارضى ليكن مرض وضع پس مانند فساد وضع است بسبب نزديكى عضو يا بباعث بعد او عضو